برفففففففففففففففف
اولین بار که قشنگ برف
رو دیدی 14 بهمن بود؛ منو شما و بابایی رفته بودیم بیرون و داشتیم دور دور می کردیم؛ قبلنا هر وقت برف اومد یا شما خواب بودی یا فرصت نشد بریم بیرون قشنگ برف و ببینی؛ از پنجره هم نشون می دادم
زیاد متوجه نمی شدی، اما این دفعه که رفتیم برف و ببینی کاملا تفاوت رو احساس کردی و با خوشحالی
و تعجب درختا و خیابونا رو نگاه می کردی عزیزمممممممممم که روشون برف نشسته بود
. بعدش رفتیم دنبال مامانی جونی که همه با هم بریم خونه ما؛ تو ماشین بغل مامانی
کلی خوشحالی کردی عسلممممممممممممممممم
الهی مامان جون فدات شمممممممممممممم؛ الانم یه عالمه برف نشسته اما انقدر بیرون سرده که جرات نمی کنم بریم با هم بیرون
؛ دلم می خواست می رفتیم عکس می انداختیم با برفا؛
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


برفففففففففففففففف
